مؤلف مجهول
79
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
ملالت سپاه شهرى خبردار گرديده ، از هر جانب رسيده به سيلاب بلا مبتلا شده ، هرچند كه سعى و كوشش نمودند ، علاجپذير نگرديد . و در اثناى گير و دار ، سپاه نصرت پناه عصمت اللّه قلماق و طوغان خان قزاق مع چند نفر از هواخواهان مير عمر خان به شاهراه درون شهر به سپاه ظفر انتباه ملاقى شده ، در اثناى جنگ كشته شدند . و ديگر امرا و سپاه اندرونى تاب مقاومت نياورده ، روى پنهان كرده ، چون بنات النعش به هر جانب پراكنده گرديدند . بعد از آنى كه گير و دار سپاه طرفين بالكلّيه تسكين يافت ، جناب امير صاحبقران ظفر قرين پاى دولت و تمكين در ديدهء ركاب ظفر انتساب نهاده ، عنان كميت جهانپيما را به مركز دولت معطوف داشته ، بىگزند اغيار به درون شهر بخارا داخل شده ، ارگ عالى از وجود وافر الجود سلطان عاقبت محمود زيب و زينت يافته ، آراسته و پيراسته گرديد . ذات خجسته صفات متعالى درجات ، امير كامياب عالىجناب ، چون آفتاب عالمتاب بر طارم تخت خلافت قرار گرفته ، طنطنهء كوس خسروى را به طاق لاجوردى به آهنگ شاديانه ، بلند آوازه گردانيد . نظم سرير سلطنت اكنون كند سرافرازى * كه سايه بر سرش افكند خسرو غازى و جمهور طوايف انسان از خورد و كلان سر انقياد بر خط فرمان نهاده كمر خدمت در ميان جان بسته و زبان تهنيت و ثناگرى گشوده مىگفتند : كه اى لايق عزّ و اقبال و جاه * تو را زيبد آيين تخت و كلاه دل ما يكايك به فرمان تست * همهجان ما زير پيمان تست بعد از آنى كه شاهنشاه عالىشان و سلطان رفيع مكان ، امير صاحبقران بر مستقرّ دولت و اقبال و متّكاى جاه و جلال ، فارغبال به رسم سلاطين پيشين و خواقين سلطنت قرين جانشين گرديده ، ملك را آيين تازه و رونق بىاندازه بخشيده ، از پيشتر بيشتر نشاط و خرّمى افزود . جناب عاليحضرت سليمان منقبت تفقّدات و نوازشات